هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

41

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بالاخره ، حضرت « سردار اكرم » و جناب « حاجى صمصام الملك ذو الفقار خان » با فوج مخصوص « كزّاز » و نواب و الا « احتشام الممالك على محمد ميرزا » ، پسر مرحوم « احتشام الدوله خانلر ميرزا » هم ، امروز ملتزم ركاب شدند . 50 نفر از سوار كشيك‌خانه ، كه صاحب منصبشان « رحيم خان سرلك » بود ، و 100 سوار « افشار شاهسون » ، ابواب جمعى « جهان شاه خان امير تومان » ، با « هاشم خان سرهنگ » سوار و 500 نفر سرباز فوج فدوى از « بروجرد » بيرون آمده ، راه هم صاف بود . رانديم . [ سراب حلواپزان ] از « سرآب زارن » گذشته ، قريب [ به ] 3 ساعت از شب رفته ، به يك ده قشلاق مانندى ، اسمش « سراب حلواپزان » « 1 » بود ، آمديم ، كه اردو افتاده بود . از « بروجرد » تا اين مكان 2 فرسخ و نيم مسافت است ، و بسيار جاى بدى بود . آذوقه چيزى پيدا نمىشد . اغلب اهل اردو ، بىشام ، و مال‌شان بىآذوقه ماند ، و بد گذشت . دوشنبه ، چهارم صفر [ 1315 ه . ق . ] [ چالان جولان ] يك ساعت از آفتاب گذشته ، از « سراب حلواپزان » - در اصطلاح الوار به معنى خوردن است - سوار شده ، راه افتاديم . در جلگه [ اى ] كه « سيلاخور پايين » مىنامند ، رانديم . دهات خوب ييلاقى از دور ديده مىشدند . تا نزديك قريهء « چالان چولان » ، « 2 » « حاجى احمد خان منصور السلطنه » ، با سوار « يار احمدى » به استقبال حضرت « سردار اكرم » آمده ، شرفياب شد . « منصور السلطنه » ، آدم پيرمرد و ريش سفيد بلندى داشت . از قرارى كه گفتند در اين « سيلاخور پايين » ، مالك چند پارچه ده و صاحب علاقه « 3 » است . نزديك « چالان چولان » ، رعيت زيادى جلو آمده ، « دهل » و « سورنا » آورده ،

--> ( 1 ) . امروزه به آن سراب زارم ( Sarab - e zarem ) مىگويند . روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان بروجرد ، در 5 / 9 كيلومترى اين شهر و كنار راه بروجرد به دورود و خرم‌آباد ، در ارتفاع 1550 مترى از سطح دريا . ( 2 ) . شهر كوچك چالان چولان ( Chalanchulan ) مركز بخش سيلاخور شهرستان دورود لرستان ، كنار راه دورود به بروجرد و در ارتفاع 1470 مترى از سطح دريا و 25 كيلومترى دورود واقع گرديده و در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 277 خانوار و 1094 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . دنباله .